جواب دل-۱-
همیشه فکر میکردم اگر بیایی
فرقی به حال دل تنهایم نخواهی کرد
اما تو از در آمدی و تنهایی از پنجره فرار کرد
چقدر با اضطراب آمدنت را به نظاره نشستم
چه گریان بدرقه ات کردم
یادم رفت پشت سرت آب بریزم
حال که رفتی
تنهایی سه بعدی شده
اگر دیگر برنگردی چه کنم
جواب این دل را چه بدهم

رشک-۲-
رشک میبرم به راهبه هایی که در دیرند
پاک هستند آنگونه که تو میخواستی
رشک میبرم به آن کودکی که تازه متولد شده
زیرا گذشته ای ندارد که هر روز سنگسارش کنی
شاید راهبه نباشم اما پاکم درست مثل آب زمزم
شاید نوزاد نباشم اما گذشته ای ندارم که پشیمان باشم
من فقط در سرزمین اوهام خویش چندی گم شده بودم
حال که تو را یافتم دیگر در کوچه پس کوچه های دلم
دنبال دستفروشی دوره گردی نمی گردم که دل بفروشد
دیگر سر کوی هر نامردی گدایی عشق نمیکنم
من محتاج عشق نیستم
من تشنه عشق نیستم
من خود عـــــشــــــقم

برنامه۳--
تصور کنید
همه ما برنامه نویسیم
باید با الگوریتم درست جلو بریم
وگرنه
یه اشتباه کوچک
مساوی با شکست برنامه
یا زندگی میوفته روی یه حلقه با تکرار بی نهایت
Note
۱-این روزها تنها موسیقی که گوش میدهم ترانه تنهایی هست که برام خریدی و ژاکتت را در آغوش میگیرم و گریه میکنم
۲-آب و باد و خاک و آتش آمده اند تا فلک الفلاک عشق ما بگردد
۳-با یه بوسه عاشقترم کردی و با یه بوسه دیوونت کردم
۴-دوستت دارم
۵-واست دلم
واست تنم
ای سر پناه خستگیم
آرامش وجود من
بی تو حروم شد زندگیم.......

سالها قبل بود یا قرنها پیش نمیدانم اما وقتی با تو عروسی کردم ذهنم به کما رفت روحم مرد و جسمم ذره ذره متلاشی شد
لینک ثابت
ساعت 17:34  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|
خدا پیغمبر گرامی اسلام را وقتی فرستاد که از دیر باز پیغمبری نیامده بود .
ملتها در خوابی طولانی فرو رفته بودند..سر رشته ی کارها از هم گسیخته بود.
جنگها همه جا شعله ور بوددنیا را تاریکی جهل و گناه تیره ساخته بود.
فریبکاری آشکار بود.فروغ هدایت خاموش شده بود.
ترس دلهای مردم را فرا گرفته بود و پناهگاهی جز شمشیر خون آشام نداشتند.
حضرت علی (ع)

اقرا باسم ربک الذی خلق..
پروردگاری که جهان را آفرید آدمی را آفرید آنچه نمیدانست با
فرمانی بدو آموخت
عید بر عاشقان مبارک
لینک ثابت
ساعت 13:57  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|
محرم؟؟؟؟-۱-
سحرگاهان حرفی زدی
دل آشوب شد
چشم دوام نیاورد
سرزمین صورتم سیلابی شد
منطقم از کار افتاد
ذهنم طوفانی شد
اما شکستم بدتر از هر شکستنی
من با این گردباد درونم چه کنم
قایقهای احساسم را به صخره ها میکوبد
گورستان احساسم را میبینم
کفن سفید مرگ پوشیده ام
اما تو پیراهن سیاه عذا را نپوش
اما نه این عشق بزرگتر از آن است
که غسلش دهم و تدفینش کنم
نکند عروست آن آشنای دیرین بود؟؟
من به اشتباه به حجله آمدم
به احترام عشق سکوت میکنم
به حرمت نگاهت حرفی نمی زنم

روزه عشق-۲-
میخواهم روزه بگیرم ، روزه سکوت ،روزه دیدن،روزه نفس کشیدن.وان رو پر آب میکنم پیرهن سپیدی به تن میکنم پاهام رو توی آب میزارم چقدر سرد درست به سردی قلبهای یخی.موهام سیخ سیخ میشه .میخوام برگردم اما باید شجاع بودتوی آب میخوابم اب میون موهام رقص میکنه و همه وجودم شناور میشه. منتظر میشم تا آخرین اتم اکسیژن ریه هم تموم بشه احساس سبکی میکنم دارم پرواز میکنم .دستی رو حس میکنم نکند فرشته ها به سراغم آمده اند؟؟ یه حس توی مایه های آرامش دارم.یکی میخواد من رو از این رویای شیرین بیدار کنه صداشو میشنوم میگه:دیوونه برگرد محض رضای عشق برگرد بوسه ها شو بر روی لبهام حس میکنم .اکسژن به ریه هام هجوم میاره.جنگ بین بودن و رفتن.امان از دست تو .باز روزه ام رو شکستی و من با عشق تو افطار کردم.
:Note
به صلیب کشده شدم /از قاضی گناهم را پرسیدم/گفت عشق بزرگترین گناهت بود/من مصلوب عشقم/من اینگونه مردن را میپرستم.


اشک،سردرد،اشک
عشق،غم،عشق
حس امروز من بود
شک ،بی اعتمادی ،شک
تردید،خشم ،تردید
حس امروز تو بود

لینک ثابت
ساعت 17:11  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|
متاسفم
.
.
برای گذشته تلخ تو
برای گذشته غمگین من
.
.
بیا
دوباره واژه ها را از نو بنویسیم
قطعه موسیقه نو بسازیم
.
.
تو این روزهای گرم تابستان
من خیلی سردم شده
کجایی گرمای روحم
.
.
دل خسته از این راز در سینه
چشم خسته از این همه انتظار
.
.
هر روز غسل صبر میگیرم
ایوب هم به صبرم حسادت میکند
.
.
به یاد بیاور
من منتظر هستم

مهمونی دل-۲-
حال که اومدی تا بمونی
اعتماد را با خودت به مهمونی بیار
یک سبد ستاره از آسمون بچین
سر سفره عشقمون ماه رو برای تبرک بذار
گنجشک ها رو به مهمونی دعوت کن
حوض دلت رو پر از ماهیهای قرمز بکن
حال که اومدی تا بمونی
شمع را بگو بسوز که ما در آتش عشق میسوزیم
سه تار را با خود بیاور و ترانه بسرای
نور و روشنایی بیار و دل را چراغانی کن
حال که اومدی تا بمونی
پس برای همیشه بامن و برای من بمان


Note:دلم حتی برای دعواهامون هم تنگ شده بارون تند یادته چقدر دلشکستی و من حرفی نزدم تا دل قشنگت نشکنه بیا باز دلبشکن اما پیشم بمون
اینترنت ندارم
برای همین زود به زود نمییام و به کامنتاتون نمیتوم جواب بدم از همه معذرت میخوام

لینک ثابت
ساعت 23:59  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|
بارون عشقم سقای سرزمین دل مهربونت باشه و قلبم قربانی قربانگاه عشق تو
۞
انتظار-1-
انتظار غریب ترین واژه هاست
واژه ای که با آن خو گرفته ام
چه سخت است گره زدن ثانیه ها به هم
هر صبح با خود میگویی فردا می آید
میدانی روزی خواهی آمد
منتظر نگاهش می مانی
میدانم یک روز صبح می آیی
شوق اشکی خواهد شد
روی گونه رقص خواهد کرد
تنها خواهم گفت دوستت دارم
تا ابد با من بمان
:،’،::،’،:
:،’،:
:
:
:
:،’،:
:،’،: عشق:،’،:
:،’،:
خواهی امد-2-
روزی که تو بیایی
در رگهایم نور جاری خواهد شد
گل نرگس به گدا خواهم داد
بین کودکان سیب پخش خواهم کرد
گل خورشید را با عشق گره خواهم زد
زن زیبای جذامی را گل سرخی خواهم داد
کهکشان دل تک ستاره خواهد شد
دب اکبر را بر گردن دخترک گلفروش خواهم انداخت
کوچه ها را آب خواهم پاشید
شهر خاکستری را رنگ سبزخواهم کرد
رنگین کمانی بر آسمان تیره نقش خواهم زد
من عشق خواهم کشید
آشنا خواهم شد
بوسه ای خواهم داد

بی قرار تر از همیشه:Note
ترس وجودم را فراگرفته
واهمه از رو در رویی
من از پیوند دو نگاه
من از ما شدن در هراسم

تیکه تیکه شدم
هزار تیکه
هر تیکه را
در مکانی در زمانی
جا گذاشتم
قلبم را در آغوش عشقی بزرگ جا گذاشتم
و پشیمان نیستم
دلم برای دعواهامو هم تنگ شده دستامو گرفتی و از بین جمعیت دزدی وقتی اعتراض کردم گفتی نمیخوام چشمهای گلم تو چشم دیگه ای گره بخوره

( `•.¸
`•.¸ )
¸.•´
( `•.¸
`•.¸ )
¸.• )´
(.•´
×´¨) (¨`×
¸.•´¸.•´¨) (¨`•.¸`•.¸
(¸.•´ ( * دوست دارم * ) `•.¸)
(¨`•.¸`•.¸ ¸.•´¸.•´¨)
`•.¸)
لینک ثابت
ساعت 18:7  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|

